sabato 24 maggio 2008

Arabian Jasmine

یکی دو شب قبل از آمدنم به فلورانس، چند شاخه از گلدان های یاسم را جدا کردم و همان طور با خاک و ریشه توی چمدانم گذاشتم و با خودم آوردم. نیمه های شب توی صندلی راحتی فرو رفته بودم و روزنامه می خواندم و فکر می کردم که بوی یاس می شنوم. راستش باور نمی کردم شاخه هایی که توی فرودگاه هزار بار دست به دست شده بودند روزی بخواهند گل بدهند. از بین آن چند گلدان سفالی یاس سفید و رونده و شمالی و چمپا و برزیلی و جسیکا و زمستانی، رازقی گل داده بود...

domenica 18 maggio 2008

La Domenica13
امروز هم زمان با اعتصاب مردم ناپولی که منجر به مسدود شدن خیابان ها در اعتراض به بحران زباله در جنوب ايتاليا شد، درام مافیائی گومورا به کارگردانی ماتئو گارونه نیز در بخش مسابقه ی جشنواره ی کن به نمایش درآمد. این فیلم که براساس رمان پرفروش گومورا نوشته ی روبرتو ساویانو ساخته شد، به مافیای کامورا که گورستان ‌های زباله ی ناپولی در ایالت کامپانیا را تحت كنترل دارند پرداخته است. ساویانو که خودش در یکی از محله‌های فقیرنشین ناپولی به دنیا آمده و در دانشگاه فدریکوی دوم ناپولی رشته ی روزنامه نگاری خوانده، در کتاب خود که از زمان انتشارش در سال دو هزار و شش تاکنون بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته است، با پرده برداشتن از دخالت گروه مافیائی کامورا در امور ساختمان‌ سازی، خرید و فروش اسلحه و مواد مخدر و بسیاری از دیگر فعالیت های غیر قانونی، تصویری هولناک از یک سندیکای جنایتکار ترسیم کرده که هیچ چیز جلودار آن نیست. افشاگری‌ های ساویانو خشم مافیا را برانگیخته و زندگی او را هر لحظه در معرض تهدید قرار داده است. او می گوید همیشه یک پلیس مرا همراهی می کند. دیگر زندگی عادی ندارم. آن چه مافیا نمی تواند ببخشد خود کتاب نیست بلکه موفقیت آن است. امروز گارونه در کن، ماجرای پنج شخصیت داستان که مسیر زندگی شان با مافیای کامورا یکی می ‌شود را به نمایش درمی آورد. نکته ی دیگر این که گارونه فیلم خود را با حضور بازیگران غیر حرفه ‌ای به طور مخفیانه در ناپولی ساخته که تونی سرویلو تنها بازیگر حرفه ‌ای این فیلم است. گارونه از این فیلم به عنوان فیلمی فاجعه بار یاد کرده و گفته است تصور نکنید در این فیلم نیز شاهد داستان قدیمی تقابل خیر و شر هستید. چرا که در دنیای واقعی قضایا بسیار پیچیده تر است و مرزها چندان آشکار نیست. باید دید که رمان به تصویر کشیده شده ی روبرتو ساویانو در کن، بالاخره می تواند آقای نخست وزير مترقی و منتخب ما را که قرار بود با تشكيل جلسه ‌ای با حضور همه ی اعضای كابينه اش معضل ناپولی را برطرف كند از رو ببرد یا این که باید منتظر اقدام قانونی كميسيون و دادگاه اتحاديه ی اروپا عليه ايتاليا بمانیم...

- وبسایت رسمی روبرتو ساویانو
- صفحه ی روبرتو ساویانو در ویکی پدیا

lunedì 12 maggio 2008

Giuseppe Tornatore; baaria è tutta la mia infanzia
جوزپه تورناتوره که بعد از برناردو برتولوچی فیلم ساز مورد علاقه ی من به حساب می آید این روزها روی شخصی ترین پروژه اش باریا که به اعتقاد منتقدان سینما او را به ریشه هایش در جنوب کشور بازگردانده است، کار می کند. باریا که تلفظ سیسیلی باگریاست نام شهری در نزدیکی پالرموست که تورناتوره در آن به دنیا آمده است. به اعتقاد من این پروژه بعد از شخصی ترین ساخته ی تورناتوره که به گفته ی خودش سال‌ ها در ذهن او بوده اما همیشه به این فکر می‌ کرده که برای ساختش باید صبر کند تا سن ‌اش کمی بیشتر شود بلند پروازانه ترین فیلم او به حساب می آید که دلیلش ساخت استودیوئی به مساحت شش هکتار در بن عروس، منطقه‌ ای صنعتی خارج از شهر تونس است که ابعاد دکورهای ساخته شده ی آن سه برابر دکورهای دار و دسته نیویورکی های مارتین اسکورسیزی در استودیو چینه چیتاست. دلیل دیگر آن هم به روایتی صد و به روایتی دیگر هفتاد و پنج بازیگر مطرح ایتالیائی ست که در این فیلم حضور دارند. باریا که به زندگی سه نسل از سال ‌های هزار و نهصد و سی تا هزار و نهصد و هفتاد می پردازد، دارای فضایی سیاسی ست و داستانش زمانی اتفاق می ‌افتد که همه شیفته ی سیاست بودند. تورناتوره این فیلم را هم مانند فیلم‌ های دیگرش به نوعی زندگی نامه ی شخصی می داند اما گفته است که این بار شخصیت اصلی فیلم باریا، دیگر خود او نیست. گذشته از موسیقی متن که انیو موریکونه آن را می سازد، این فیلم در دو نسخه ی اصلی یکی به زبان ایتالیائی و دیگری با لهجه ی سیسیلی و همراه زیر نویس برای اکران در جنوب ایتالیا و خارج از کشور تهیه می شود. شانزدهم می نزدیک است؛ دلم می خواهد فرصت شود که به بهانه ی سالروز تولد برناردو برتولوچی درباره ی این غرور آفرین ترین فیلم ساز معاصر ایتالیا یادداشتی بنویسم...

giovedì 8 maggio 2008

La Ministra Più Bella Del Mondo
مارا کارفانیا
به میمنت و مبارکی ساعت پنج بعد از ظهر امروز، آقای نخست وزیر همراه هیئت دولتش در برابر رئیس جمهور سوگند خورد و مسندی را که دو سال تمام برای به دست آوردنش طرح و توطئه چیده بود دوباره در اختیار گرفت. کابینه ی این آقای نخست وزیر جدید نکته ی قابل توجهی ندارد الا حضور چهار زن به نام های مارا کارفانیا، جرجا ملونی، استفانیا پرستیجاکومو و ماریا استلا جلمینی که به سمت وزارت امور زنان، امور جوانان، محیط زیست و آموزش منصوب شده اند. و اما، از آن جایی که برلوسکونی قبلا کابینه ی زاپاترو نخست وزیر اسپانیا را به خاطر حضور پرتعداد زنان بیش از حد قرمز توصیف کرده بود و این که همیشه ی خدا کسانی هستند که بعدا از خجالت آدم متلک گو و استهزا کن دربیایند، آتش به جان گرفته ها نشسته اند پته ی وزیر امور زنان کابینه ی تازه را روی آب ریخته اند و نه تنها به عالم و آدم ماجرای ملکه ی زیبائی و فتو مدل بودن این طفل معصوم را گفته اند، بلکه حتی آن جمله ی تاریخی نخست وزیر به این خانم وزیر را - که گفته بود حاضرم با تو ازدواج کنم و به هر جای دنیا بروم، اما متاسفانه نمی شود چون من همسر دارم و باعث شده بود تا برلوسکونی در برابر مردم ایتالیا از همسرش ورونیکا عذرخواهی کند - همه جا پخش کرده اند. حالا شما هم برای این که باور کنید این حرف ها کار یک عده روزنامه نگار و پاپاراتزی هوچی است و هیچ سندیتی ندارد و مثل روز روشن است که از حالا برای نخست وزیر مترقی و مردمی ما پاپوش دوخته اند، محض نمونه این تبلیغ را ببینید...

توضیح واضحات - برای رسیدن به صندلی وزارت سواد به هیچ دردی نمی خورد.
نتیجه گیری - هر کس در ایتالیا درس بخواند خر است.