martedì 24 luglio 2007

Saint Joseph Aloysius Ratzinger
اگر من مثل ماری آنجلا ذره ای تعصب کاتولیکی داشتم و یا مثل علی رضا یک مسلمان معتقد بودم، بنری که پاپا بندتوی محافظه کار را محکوم و از کلیسا مطرود اعلام می کند را کنار این صفحه می گذاشتم تا اندکی از دینم نسبت به نواده ی اصیل میخائیل باکونین که خیلی زود به رحمت خدا رفت و ندید نوجوانی که در چهارده سالگی عضو انجمن جوانان هیتلری شد و با شروع جنگ مدتی سپر تانک ساخت، بعد به نیروی ضد هوایی مونیخ پیوست و با شکست آلمان مدتی در اردوگاه اسرای جنگی متفقین به سر برد، حالا چطور دویست و شصت و پنجمین پاپ واتیکان شده و با عقاید نئوفاشیستی و تخصصش در فلسفه ی لاهوت و ناسوت که او را تئوريسين فلسفه و استاد بزرگ شطرنج سياست دربار واتيکان کرده، و دائم به هر مذهبی غیر از مسیحیت آن هم شاخه ی ویژه ی کاتولیک می تازد و روح پیشوای بزرگ را چپ و راست شاد می کند، را ادا کرده باشم. یوزف آلویسیوس راتزینگر مقدس که نابغه ی تمام عيار فلسفه ی عقلی و نقلی جديد و قديم است، از یک سو با نقل قول هوشمندانه ای از امپراطور قرن چهاردهم روم شرقی سعی در اثبات این حقیقت دارد که اسلام دین توحش است و با اظهار عقيده ی کهنه ای مربوط به ششصد سال پيش، لشکرهايی ميليونی از اين وحشيان را به چالش می کشد تا خود نمايش گر حقيقت دین خويش باشند، از سوی دیگر فراگیر شدن مذهبی که اساسا با تجاوز و غارت تصاحب می کند را به جهان مسیحیت هشدار می دهد. این وسط تعداد ناقابلی از کليساها به آتش کشیده می شوند، زنان مسيحی مورد تعرض قرار می گیرند، پیروان شاخه های دیگر مسیحیت آزار می بینند، گورستان های مسیحیان توسط کسانی که می خواهند خاک واتیکان را به توبره بکشند تخریب می شوند تا نشان داده شود که اسلام دين رأفت و رحمت است و از هر گونه خشونتی مبرا ست. عالیجناب سیاستمدار در ادامه شیرین کاری های دیگری علیه جمعیت یهودی انجام می دهد. او در تأیید کاتولیک های سنت گرا به کشیشان کاتولیک اجازه می دهد که مراسم عشای ربانی تریدنتاین راکه تنها یک بار در سال آن هم در روز جمعه الصلیب خوانده می شد به زبان لاتین برگزار کنند و این در شرایطی است که در نیایش های کهن از خداوند خواسته می شود حجاب را از چهره یهودیان برداشته و به نابینایی آن ها خاتمه دهد تا آن ها نیز پرتو حقیقت را که تعلیمات عیسی مسیح است درک کنند. نتیجه از یک طرف تشکیل انجمن های مبارزه با اهانت دینی ست که این تصمبم پاپ را ضربه سنگینی بر روابط کاتولیک - یهودی می دانند، از طرف دیگر نگرانی و مخالفت روحانیان لیبرال با مصوبه ای که به کاتولیک ها اجازه می دهد تا در نیایش های خود به سادگی از واژگان اهانت آمیز جهت تبلیغات ضد یهودی خود استفاده کنند. دست آخر هم پدر معنوی کاتولیک های جهان به واسطه ی امضای سندی که برتری کلیسای کاتولیک را نشان می دهد و سایر فرقه های مسیحی را به عنوان کلیساهای غیر حقیقی توصیف می کند به شدت مورد انتقاد پروتستان های آلمانی قرار می گیرد. این سند به صراحت عنوان می کند که پیامبر مسیحی روی زمین تنها یک کلیسا پایه گذاری کرده است و سایر جوامع نمی توانند خود را کلیسا بنامند، چرا که آن ها از ویژگی مأموریتی که از سوی عیسی مسیح به پطروس محول شده و نسل در نسل به اسقف ها رسیده بی بهره هستند بنابر این انتصاب روحانی از سوی آن ها نیز معتبر نیست. اگر من یک مسلمان مومن یا یک کاتولیک متدین یا یک یهودی متعهد یا یک پروتستان متعصب بودم حتما آن لوگوی کذایی را کنار این صفحه می چسباندم تا اعتراض شدیدم را نسبت به تفکر فاشیست گونه ی پاپا راتزینگر در گسترش دین برتر نشان دهم... حیف که در زندگی ام دو چیز وجود ندارد؛ یکی مذهبی که مرا به گروه و فرقه ای مقید و دیگری وطنی که مرا به آب و خاکی پایبند کند...