giovedì 26 giugno 2008

Auguri capitano!

امروز برای باشگاه روسونری و هواداران همیشگی اش روز ویژه ای ست. کاپیتان مالدینی که متولد بیست و ششم جون هزار و نهصد و شصت و هشت است امروز چهل ساله شد. هر چند که جشن تولد کاپیتان روسونری در میامی، جائی که او همراه خانواده اش تعطیلات تابستانی را می گذراند گرفته شد اما او بعد از بیست و سه سال بازی حرفه ای و حدود هزار و ده مسابقه ی رسمی تیمی و ملی، تصمیم گرفته است یک فصل دیگر هم به خاطر همه ی طرفدارانی که امروز صبح با یاد او و سالروز تولدش از خواب بیدار شده اند در میلان باقی بماند. وب سایت رسمی میلان هم به همین مناسبت در بخش های مختلفی سالروز تولد اين مدافع استثنائی ايتاليا را به او و به پدرش چزاره مالدینی تبریک گفته است...

martedì 24 giugno 2008

Italia Eliminata
کالچو - diciassette

due - حاضر بودم وسط میدان سانتا کروز مادرید با یک گروه اسپانیائی بازی دیشب را تماشا کنم اما نیلوفر و رودریگو تا آخر مسابقه برایم کری نخوانند. مخصوصا که رودریگوی خرافاتی یکی از آن عروسک های وودو را - که ظاهرا چند روز قبل از بازی ایتالیا و اسپانیا در قفسه ی تمام مغازه های اسپانیا پیدا می شد و برادرش برایش فرستاده بود - کنار پنجره آویزان کرده بود و به قلب و پای آن از این سنجاق های معروف جادو کننده به نیت ایجاد زخم هایی در قلب و پای مانکن های ایتالیائی به امید پیروزی ماتادورهای اسپانیائی زده بود. یکی دو ساعت بعد، وقتی من و پائولا به این فکر می کردیم که حتی تونی بزرگ هم نتوانست طلسم دروازه ی اسپانیا را بشکند و لااقل این مسابقه ی چهارم را به نام خود کند نیلوفر و رودریگو و چند اسپانیائی دیگر خیابان را روی سرشان گذاشته بودند. در ثانیه های نفس گیر این نیمه شب لعنتی، هیچ معجزه ای رخ نداد، تونی بزرگ تنها ماند، آتزوری باخت و ما تا خود صبح روی پله های باران خورده ی کوچه - به خاطر همه ی آن بغض هایی که بهانه ای برای شکستن شان نمی یافتیم - گریه کردیم...

domenica 8 giugno 2008

La Domenica14
کالچو - diciasette


uno - یکی دو روزی ست که مارچلو لیپی در گفت و گوهای این جا و آن جای اش با سایت ها و روزنامه ها بر این عقیده است که ایتالیا بعد از جام جهانی توان برد جام اروپا را هم دارد و روبرتو دونادونی مربی خوش فکری ست که توانسته است تیم متحدی تشکیل دهد که اراده ی فوق العاده ای دارد و پیدا کردن تیمی بهتر از ایتالیای فعلی کار چندان ساده ای نیست. حقیقتش من کمی نگرانم، خصوصا حالا که توتی دیگر در ترکیب تیم ملی نیست، کاناوارو در اولین تمرین اردوی تیم ایتالیا در اتریش دچار پارگی زردپی شده است، نستا بعد از جام جهانی از حضور در بازی ملی کناره گیری کرده است، ایتالیا کاپیتان کاریزماتیکی مانند مالدینی ندارد و مهم تر از همه این که هلندی ها امیدوارند با پیروزی بر ایتالیا - آن هم ایتالیائی که از هزار و نهصد و هفتاد و هشت تا امروز هیچ مسابقه ای را به هلند واگذار نکرده است - به انتظار چندین و چند ساله شان پایان دهند...

lunedì 2 giugno 2008

Euro 2008
کالچو - sedici

یک جدول کوچک مسابقات یورو دو هزار و هشت گوشه ی روزنامه ی ایل جورناله هست که نشان می دهد لاجوردی های ايتاليا قرار است بازی های دوره ی اول شان را در شهر برن انجام دهند. برن شهر زیبائی ست. خیابان هائی با طراحی ايتاليائی دارد که سنگفرش هایش مرتب و یک دست اند و خانه هائی با معماری رنسانسی که رنگ آمیزی شان هارمونیک اند. صد البته در منطقه ی لورنتيسنی شهر برن یک رستوران ايتاليائی هست که اسپاگتی های فوق العاده ای در اختيار هواداران غذاهای ایتالیائی قرار می دهد. تیم ايتاليا دوشنبه ی آینده اولین بازی اش را در برابر هلند انجام می دهد. گوش شیطان کر هم بر خلاف سال دو هزار و شش که درست سر مسابقات اصلی پرونده ی کالچوپولی افشا شد و یووه به دسته ی دوم سقوط کرد و میلان جریمه ی سنگینی شد و پسوتو خودکشی کرد، اردویش روزهای آرامی را سپری می کند. جمعه شب قبل هم در تنها بازی تدارکاتی اش مقابل بلژیک به پیروزی رسید تا پیش از آغاز رسمی رقابتش در گروه مرگ، روحیه ی تیم حفظ شود. ملالی نیست، جز این که امیدوار بود و منتظر ماند تا نتیجه ی بازی لاجوردی ها، در یکی از دو سرزمین موسیقی و شکلات دامنه های رشته کوه آلپ در روز بیستم خرداد مشخص شود...