domenica 24 agosto 2008

La Domenica16
بیست و نهمین دوره ی بازی های المپیک هم با اختتامیه ی نه چندان جذاب ژانگ يیمو پایان یافت و رئیس کمیته ی بین المللی المپیک پرچم المپیک را به بوریس جانسون شهردار لندن که میزبان المپیک بعدی خواهد بود، تحویل داد. در این بین سهم ایتالیا از المپیک پکن که به اعتقاد خیلی ها المپیک شگفتی ها بود هشت مدال طلا، ده نقره و ده برنز بود که او را در جایگاه نهم جدول مدال ها قرار داد. شصت و پنجمین جشنواره ی فیلم ونیز هم از چهارشنبه آغاز خواهد شد. ایتالیا در بخش مسابقه ی این جشنواره با فیلم های پدر جووانا، بذر اختلاف، پرنده شناس آماتور و یک روز عالی حضور خواهد داشت. از دیگر فیلم‌ هائی که در حاشیه ی جشنواره ی ونیز به نمایش درمی آید یکی مرگ ونیز درباره ی شلوغی بیش از اندازه ی این شهر باستانی و غرق شدن تدریجی معماری‌ های قدیمی آن در دریا و دیگری ونیز شصت و هشت درباره ی شورش ‌های دانشجوئی چهل سال پیش است. در این جشنواره هم چنین قرار است با نمایش مستندی از میکل ‌آنجلو آنتونیونی فیلم ساز مولف و نئورئالیست ایتالیا تقدیر شود...

mercoledì 20 agosto 2008

La Spartizione
راستش خیلی غافلگیر شدم از این که دیدم کتاب لا اسپارتیتزیونه یا تقسیم پیرو کیارا مجوز گرفته و در ایران به چاپ رسیده است. در واقع هر قدر هم که بشود کلمات را تعدیل یا سانسور کرد از مفهوم اصلی داستان که هجويه ی قدرتمندی است بر اعتقادات مذهبی خانواده ای که زندگی اش با کليسای کاتولیک پیوند خورده و زندگی یک مجروح جنگی که به طرز نامتعارفی، بین اعضای این خانواده تقسیم می شود و در نهایت بعد از مرگش در اثر یک سوء تفاهم احمقانه به قهرمان اسطوره ای حزب پیراهن سیاه فاشیست تبدیل می گردد گریزی نیست. این اتفاق قرار است در مورد اون دیچی مینوتی یا یازده دقیقه ی پائولو کوئیلو هم بیفتد. شخصیت اصلی یازده دقیقه که دختر پارچه فروشی از دهکده ی دور افتاده ای در برزیل است و در نتیجه ی آشنائی با یک عکاس به اروپا می رود و به تن فروشی می پردازد درگیر عشقی دو سویه با نویسنده ای می شود که او را از تجربه ی جسمانی به تجربه ای عرفانی می رساند و به این ترتیب عشقی که در كانون اين دوگانگى اتفاق مى افتد خود شناسی را با تن فروشی در هم می آمیزد. در هر حال دست آقایان روشنفکر وزارت ارشاد درد نکند. این دو کتاب علاوه بر کسانی که علاقمند ادبیات ایتالیا و برزیل اند انتظارات آن دسته از خوانندگانی که به دنبال ادبیات اروتیک اند، را برآورده خواهد کرد.

martedì 12 agosto 2008

Il Mare
دست دخترک بازیگوش استفانیا را می گیرم که پشت دوچرخه ام بنشانم و به خانه برگردیم که می گوید فراموش کرده ای با دریا خداحافظی کنی. لحظه ای فکر می کنم که دیگر نمی دانم چگونه می توان با دریا خداحافظی کرد. می ایستم و رو به دریا می گویم دریا کنار تو خوب بود، کاری کن که دوباره برگردیم. لب ورمی چیند و می گوید: نباید به دریا دستور می دادی و تمام طول راه که از میان بوته های تمشک جنگلی می گذریم، با من قهر است. نزدیک به پرچین امین الدوله که می رسیم می گویم من حتما از دریا عذرخواهی می کنم حالا تو بگو چگونه با دریا خداحافظی کردی؟ با چشمانی که در تاریکی برق می زند می گوید: به دریا گفتم که دوستش داریم و فردا دوباره برمی گردیم...

venerdì 8 agosto 2008

Antonio Rossi, Portabandiera Azzurro

در بیست و نهمین دوره ی بازی های المپیک آنتونیو روسی پرچمدار لاجوردی ها بود. او در پایان رژه ی ایتالیا گفت این لحظه یکی از هیجان انگیزترین لحظه های زندگی من است.

اولین طلای ایتالیا را ماتئو تالیاریول، در مصاف با فابريس ژانه در فينال انفرادی شمشیر بازی كسب كرد. ایتالیا تا پایان روز دوم بازی های المپیک بیجینگ - دهم آگوست - به دو نقره در رشته ی دوچرخه سواری و تیراندازی مردان و یک برنز در رشته ی دوچرخه سواری زنان دست یافت.