sabato 28 marzo 2009

La Primavera

پنهان نمی كنم كه پیش از این
سطرها
دوستت دارم را
می خواسته ام بنویسم
حالا كمی صبر كن
بهار كه آمد
فكری برای آسمان تو
و سطرهای پنهانی خودم خواهم كرد.

- سطرهای پنهانی - حافظ موسوی

lunedì 16 marzo 2009

Francesco's Italy
ایتالیا برای من همه چیز است. این سرزمین پر از رنگ های زیبا و در کل دنیای تضادها ست. در ونیز انسان در آب به دنیا می آید و در آب از دنیا می رود. از ویچنزا و ورونا می شود گذشت و در کنار دریاچه ی گاردا استراحت کوتاهی کرد. در بولونیا و میلان می شود به خاطرات دوران کودکی در خانه ی ییلاقی بالای تپه های سانتاریو فکر کرد و فلورانس و سیه نا شهرهای آرامش زندگی‌ اند. مسینا و پاتی سرزمین اسب ها و قلعه ها ست، و وقتی در کوچه های ناپل و پالرمو قدم می زنی احساس می کنی روحت تازه متولد شده است. امروزه سفارش یک پرس پیتزا در سراسر کوچه ها و خیابان های رم ساده تر از نوشیدن یک لیوان آب است. می ‌توان در پارک های شلوغ آن نشست و زیر سایه های بلند درختان گلابی، پیتزا خورد.

- ایتالیای فرانچسکو - فرانچسکو داموستو

martedì 10 marzo 2009

The Year of Spaghetti
هزار و نهصد و هفتاد و یک سال اسپاگتی بود. اساساً خودم به تنهائی اسپاگتی می ‌پختم و به تنهائی آن را می ‌خوردم. به نظر می رسید قرار بود اسپاگتی یک غذای انفرادی باشد. اسپاگتی ها به شدت موذی و بازیگوش بودند بنابر این نمی توانستم از آن ها چشم بردارم. به نظر می رسید آن ها از دیواره ی قابلمه عبور می ‌کنند و در تاریکی ناپدید می شوند. همان طور که جنگل های استوائی پروانه های پاستلی رنگ را به لایزال می برند تاریکی هم بی سر و صدا انتظار اسپاگتی ها را می کشید. گندم خیلی مرغوب و درجه ی یک در مزارع ایتالیا می روید. اگر ایتالیائی ‌ها می دانستند آن چه در هزار و نهصد و هفتاد و یک صادر می کردند چیزی جز تنهائی و انزوا نبود حتماً شوکه می شدند...

- سال اسپاگتی - هاروکی موراکامی

domenica 8 marzo 2009

La Domenica26
در دوره ای که مردم به تازگی از جنگ جهانی دوم فارغ شده بودند و علم و تحصیل برای بازسازی شهرهای جنگ‌ زده نزد هر کسی یک ارزش والا محسوب می ‌شد، داشتن کتاب های چرمی قطور و خاکی نیز یک ارزش به حساب می آمد. در بعضی موارد علم و اعتبار هر کسی با تعداد قفسه های کتاب خانه ‌ی شخصی اش سنجیده می ‌شد، کتاب در آن زمان یک کالای روشنفکری و نشان دهنده ‌ی عقل و شعور افراد مختلف بود و هر کسی سعی می کرد تعداد صفحات بیشتری از کتاب های مرجعی مثل دایره المعارف بریتانیا بخواند تا مردم ارزش بیشتری برای او قائل شوند. کتاب های بزرگ و قطور در نظر رابرت هاچینز و مورتیمر ادلر مخلوطی از کتاب‌ هائی است که شما علاقه ای به خواندن آن ها ندارید ولی دوست هم ندارید آن ها را دور بریزید و حتی فکر می‌ کنید که از خواندن آن ها، لذت نیز خواهید برد. کتاب ‌هائی مثل منظومه ی ایلیاد یا پیدایش و سقوط امپراطوری روم، جنگ و صلح و بسیاری دیگر از کتاب ‌های فلسفی که خواندن هر کدام لذت بخش است ولی شاید هیچ وقت از سوی شما نگاه هم نشوند...

- لذت داشتن کتاب های قطور - کتاب نیوز