Buon Capodanno
آخرین نيمه شب سال دو هزار و نه ميلادی ست. من برلوسکونیته ی حاد گرفته ام و نمی توانم چهار صفحه گزارش آبرومندانه درباره ی چارچوب پایان نامه ام سرهم کنم. من حتی نمی توانم پروفسور جوستینی را متقاعد کنم که شعار ِ مرگ بر دیکتاتورِ ِ همراه با چاشنی گاز اشک آور وطنی در بهبود اين بيماری موثر است و با درخواست سفر دو هفته ای ام مخالفت نکند. کمتر از بیست و چهار ساعت دیگر سال دو هزار و ده ميلادی ست، همه در تدارک جشن شام آخر سال اند، باران نرم و یک ریز توسکانی سر بند آمدن ندارد و من آرزو می کنم این سال که برای مردم جهان سال همصدایی و شادی به بهانه ی بازی های جام جهانی ست، برای مردم ایران سال آزادی و رهایی باشد...
- درباره ی برلوسکونیته که یک اختلال فکری روانی ست و طبقات خاصی مانند سیاست مداران و روشنفکران، به خصوص اصحاب رسانه و روزنامه نگاران را در خطر ابتلای شدیدتری قرار می دهد، مقاله ی مفصلی برای یکی از روزنامه های عصر نوشته ام که بعدها، قسمت هایی از آن را در مجموعه ی لا برلوسکونیته ی این وبلاگ خواهم آورد.
- درباره ی برلوسکونیته که یک اختلال فکری روانی ست و طبقات خاصی مانند سیاست مداران و روشنفکران، به خصوص اصحاب رسانه و روزنامه نگاران را در خطر ابتلای شدیدتری قرار می دهد، مقاله ی مفصلی برای یکی از روزنامه های عصر نوشته ام که بعدها، قسمت هایی از آن را در مجموعه ی لا برلوسکونیته ی این وبلاگ خواهم آورد.












