sabato 2 gennaio 2010

La Berlusconite

تاریخ تطبیقی ۳ - ترور

یک - حدود هشتاد و چهار سال پیش یک نجیب‌ زاده ی ایرلندی به نام ویولت گیبسون در جریان تجمعی در هفتم آپریل سال هزار و نهصد و بیست و شش به جوان روشنفکر و صاحب اندیشه ای که ابتدا سردبیر روزنامه ی آوانتی حزب سوسیالیست بود و بعدها با تصویب قانونی حزب مردم ایتالیا، فاشیست را حزب اکثریت و خود را دوچه و احیاگر امپراتوری بزرگ روم نامید حمله کرد و باعث خراشیده شدن بینی دیکتاتور ایتالیا گردید. ویولت گیبسون پس از این ماجرا، به انگلستان بازگردانده شد و باقی عمرش را در کلینیک روانی نورث همپتون گذراند. دیکتاتور فاشیست هم پس از شکست قوای ایتالیا در کشورهای شمال آفریقا، از شورای عالی فاشیسم اخراج شد. چندی بعد پاراتیزان های ایتالیائی، او و دیگر رهبران باقی مانده ی فاشیست را بی هیچ گونه مقاومتی در منطقه ی مرزی سوئیس دستگیر و اعدام کردند.

دو - حدود بیست و یک روز پیش، در سیزدهم دسامبر سال دو هزار و نه، ماسیمو تارتالیا متصدی یک شرکت برق و الکترونیک، به امپراتور رسانه و پسر خوانده ی مسلم مافیا که از سال نود و چهار با ایجاد حزب مستقل فورتزا ایتالیا تا سال دو هزار و نه که با تاسیس حزب ائتلافی پوپولو دلا لیبرتا، چهار دوره بر مسند نخست وزیری ایتالیا تکیه زده است، حمله می کند و بینی و گونه ی او را زخمی می سازد. ماسیمو تارتالیا در صورت تبرئه از جرم سیاسی و اثبات عدم وابستگی به گروه های شبه نظامی، تحت مراقبت پلی کلینیک روان درمانی قرار می گیرد. آقای نخست وزیر هم که به اتهام روابط غیراخلاقی و فساد مالی با سرزنش شدید مقامات ارشد کلیسای رم و واتیکان مواجه شده است، اکنون از سر درد و مشکلاتی برای خوردن و نوشیدن رنج می برد. این اتفاق به طور غیر منتظره ای حس همدردی مردم را با نخست‌ وزیری که آمار چند ماه اخیر خبر از افت شدید محبوبیتش می داد، برانگیخته است.

- برلوسکونی لحظاتی پیش از این حادثه گفته بود: آن ها از من یک هیولا ساخته‌ اند ولی من هیولا نیستم. اولا چون خوش لباسم، ثانیا خیلی دوست داشتنی ‌ام.

- کریستوفر جی اچ دوگان، نویسنده ی بریتانیائی که کتاب های تالیفی او درباره ی تاریخ معاصر ایتالیا در دانشگاه های مختلف ایتالیا تدریس می شود، دراین رابطه گفته است: وقتی برلوسکونی را با بینی بانداژ شده دیدم فورا به یاد عکس معروفی از موسولینی افتادم که بینی وی با باند پوشانده شده بود.

0 commenti: