sabato 6 novembre 2010

Constancia y otras novelas para vírgenes
کنستانسیا و داستان های دیگر برای باکره ها، نام کتابی ست از کارلوس فوئنتس که یکی از داستان های آن با ترجمه ی عبدالله کوثری توسط نشر ماهی در ایران به چاپ رسیده است.

روایت کنستانسیا - که ادای دینی ست به هنرمندان و نویسندگان روس در دوره ی کمونیسم و همه ی یهودیانی که در جنگ جهانی دوم قربانی شده اند - توسط راوی، پزشکی متولد آتلانتای جورجیا که همسری اندلسی به نام کنستانسیا و همسایه ی روسی به نام موسیو پلوتنیکوف دارد، بازگو می شود.

در پایان این کتاب با مفقود شدن کنستانسیا و مرگ موسیو پلوتنیکوف، راوی به شهر سویل جائی که با کنستانسیا بائوتیستا ازدواج کرده بود، بازمی گردد و متوجه می شود که در نسخه ی اصلی سند ازدواجش در اداره ی ثبت سویل، مشخصات زنی که در پانزدهم اوت هزار و نهصد و چهل و شش با او ازدواج کرده بود، وجود ندارد و در نهایت با کمک وکیلی که سند لاک و مهر شده ای را در بایگانی این شهر می گشاید، درمی یابد که موسیو پلوتنیکوف به همراه همسر اندلسی خود کنستانسیا بائوتیستا و فرزند شانزده ماهه ی آن ها در هزار و نهصد و بیست و نه از روسیه به اسپانیا آمده اند و ده سال بعد هنگام فرار به مقصد آمریکا به خاطر داشتن گذرنامه ی روسی توسط نیروهای ناسیونالیست بازداشت و کشته شده اند.

این داستان، توصیفات جهان وطنانه ی فوق العاده ای دارد. یک جا در توصیف زنی که هیچ گاه کتاب نمی خواند گفته می شود: کنستانسیا اهل مملکتی ست که مردمش بیشتر از نخبگانش می دانند، درست مثل ایتالیا، مکزیک یا روسیه. در واقع مردم همه جا از نخبگانشان بهترند، مگر در ایالات متحده که نخبگان از توده ی مردم یک سر و گردن بالاترند. مردمی زمخت و بی ریشه که منگ تلویزیون و آبجواند و حتا عرضه ندارند برای خودشان راه و رسم خاصی در آشپزی ابداع کنند...

0 commenti: