venerdì 30 aprile 2010

Paulus IV
تاریخ تطبیقی ۴ - سانسور

- در هنگامه ی اثبات آن كه نهضت اصلاحات كاتوليكی تا مقام پاپی رسوخ يافته است، كاردينال های رم، جووانی پيترو كارافای زاهد را كه روح و ندای نهضت اصلاح طلبی ايتاليا بود با نام پائولوس چهارم، به مقام پاپی برگزيدند. وی كه در عقايد خود سخت پابرجا بود، همت به اجرای نظرات خويش گماشت و چنان با اراده و ايمان باطنی به كار پرداخت كه سفير فلورانس درباره ی وی گفت: پاپ مردی آهنين است و پا بر هر سنگی بگذارد، از آن جرقه می پرد. در دوران اين پاپ آهنين بود كه سانسور به حد اعلای شدت و وسعت خود رسيد و دستگاه تفتيش عقاید رم نيز همان قيافه مخوف و وحشيانه ی اسپانيائی را به خود گرفت. احتمالا پائولوس چهارم ايمان داشت كه سانسور نشريات و ممانعت از اشاعه ی بدعتگذاری از وظايف حتمی كليسائی است كه به دست پسر خدا برپا شده است.

در سال ۱۵۵۹ پائولوس چهارم براي بار نخست فهرست نويسندگان و كتاب های تحريم شده را به طور رسمی بيرون داد. اين فهرست انتشار چهل و هشت نوع متن تصحيح شده ی كتاب مقدس را كه به دست بدعتگذاران انجام گرفته بود ممنوع و شصت و يک نفر از ناشران و چاپچيان را از ادامه ی كار محروم می كرد. از سال ۱۵۱۹ به بعد هيچ فرد كاتوليكی اجازه نداشت كتابی كه فاقد نام نويسنده و ناشر بود و محل و تاريخ آن ذكر نشده بود را بخواند و از سال ۱۵۵۹ به بعد برای انتشار هر کتابی اجازه ی رسمی "چاپ شود" از طرف مقامات كليسائی ضروری بود. كتاب فروشان و ناشران شكايت كردند كه اين ممیزی موجب ركود دانش و ورشكستگی ايشان می شود، اما پائولوس با پافشاری آنان را مجبور به اطاعت كرد.

پس از وفات پائولوس، روحانيون اقدامات او را مورد نكوهش قرار دادند و آن ها را ناشی از شدت عمل و عدم تشخيص او دانستند. شورای ترانت فهرست او را ملغا شمرد و به جای آن صورت معتدل تری از كتب تحريم شده را با نام "فهرست ترانتی" منتشر ساخت. داوری درباره ی نتيجه ی اين مميزی و سانسور كار دشواری است. پائولو سارپی، راهبی كه از راه خود برگشته و با سازمان كليسائی مخالف بود، فهرست مزبور را چنين توصيف كرد: بهترين رمزی كه تاكنون برای احمق كردن مردمان كشف شده است. سانسور كتاب ها با تساهل اجرا می شد، تا آن كه پائولوس چهارم تنفيذ آن را به عهده ی دستگاه تفتيش عقاید سپرد. دستگاه تفتيش عقاید كه در سال ۱۲۱۷ تاسيس یافته بود، در دوران حكومت با ارفاق و مدارای پاپ های رنسانس از قدرت و اعتبار افتاد اما كاردينال پيترو كارافا و شارل پنجم دست به دست يكديگر دادند و از پاپ خواستار بازگشت قدرت دستگاه تفتيش عقاید شدند.

در سال ۱۵۵۰ دستگاه جديد تفتيش عقاید فرمان داد تا هر يک از كشيشان كاتوليكی كه ضد آئين پروتستان تبليغ نمی كرد مورد محاكمه قرار گيرد. به گفته ی كاردينال سريپاندو، در زير سختگيری غير انسانی وی، دستگاه تفتيش عقاید چنان شهرتی به ستمگری يافت كه ديگر انتظار نمی رفت احكامی چنین مخوف و هراس انگيز، از هيچ مقر داوری ديگری در روی زمين صادر شوند. خوشبختانه پائولوس نيز از ميرندگان بود و پس از چهار سال فرمانروائی به پاداش خود رسيد. رم مرگ او را با چهار روز آشوب پر از شادمانی جشن گرفت و در آن مدت توده ی مردم مجسمه ی او را زير كشيدند، و در رود تيبر غرق اش ساختند، سپس بناهای دستگاه تفتيش عقاید را آتش زدند، زندانيان آن را آزاد كردند و اسناد آن را بر باد دادند...

- ویل و آریل دورانت - تاریخ تمدن - جلد ششم؛ اصلاح دینی - فصل سی و نهم؛ II سانسور و دستگاه تفتیش عقاید

lunedì 26 aprile 2010

25 Aprile Sempre Resistenza
بیست و پنجم آپریل، روز سقوط فاشیسم در ایتالیا بود. در شب شصت و پنجمین سالگرد پیروزی پارتیزان های ایتالیائی بر فاشیسم موسولینی، شهر تورینو سبز شد.

- تصاویر بیشتر را در این صفحه می توانید ببینید
- همبستگی ده ها هزار ایتالیائی با جنبش سبز ایران

martedì 20 aprile 2010

Another reformist newspaper banned
بهار دلكش رسيد و دل به جا نباشد...


بیست و دوم فروردین؛
دادگاه رسیدگی به اتهامات مديران مسئول روزنامه های خبر، عصر ارتباط، فرهنگ آشتی و نشریات تدبير زندگی، نگاه اول و فيلم و هنر برگزار شد و مديران مسئول روزنامه ی خبر و نشریه ی تدبير زندگی از سوی هيات منصفه ی دادگاه مطبوعات مجرم شناخته شدند.

بیست و سوم فروردین؛
ماه نامه ی سرو ابركوه توقيف شد.
به روزنامه های جهان صنعت، آرمان، پول، بهار، گل، مردم سالاری و نشريات میبد و شمال و جنوب تذكر داده شد.

بیست و هشتم فروردین؛
هفته نامه ی سخن تازه توقیف شد.

سی ام فروردین؛
روزنامه ی بهار توقیف شد.

domenica 18 aprile 2010

La Domenica43
اردیبهشت است
قتال ترین ماه منظومه ی شمسی.
الامان
ای جوخه
ماشه را نچکان
هنوز اندکی شب است...

بهرام اردبیلی

martedì 6 aprile 2010

La Libreria

قرار بود آخر هفته به مرتب کردن طبقات کتابخانه بگذرد. قرار بود یک ردیف تازه ی دیگر برای کتاب ها و مجلات زیر تخت پیدا کنم. دو ردیف اول که خالی شد، مثل کوآلایی که به یک درخت اکالیپتوس تازه رسیده باشد، چسبیدم به صندلی راحتی و آن قدر کتاب و مجله زیر و رو کردم، تا سه شنبه شد. یادداشت تو که لای اتاق آبی پیدا شد، همه ی شب را نخوابیدم، پاکت آخر لاواتزای قرمز تمام شد، به ردیف سوم کتابخانه هم نرسیدم.

domenica 4 aprile 2010

La Domenica42
آپریل ماه رسیدن یاس های بنارسی نیست، یاس های بنارسی همیشه پشت سر اولین باران موسمی جون می رسند و تا پائیز می مانند. مهاجران استوائی خانه ی من این بار، خیلی زودتر از شکوفه های پرتقال رسیدند؛ حدود ساعت پنج عصر، یک هفته بعد از آن که من زیر رگبار ناگهانی بهار تهران جا ماندم.