martedì 30 novembre 2010

I libri del mese di novembre
کتاب های خریداری شده ی نوامبر

لبخند آنجلیکا، آندره آ کامیلری، انتشارات سلریو، پالرمو ۲۰۱۰
سفرها و سفرهای دیگر، آنتونیو تابوکی، انتشارات فلترینللی، میلان ۲۰۱۰
آزادی کلمات، جانریکو کاروفیلیو، انتشارات ریتزولی، رم ۲۰۱۰
زندگی روزانه در ايتاليا در روزگار سيلويو، انریکو بریتزی، انتشارات لاترتزا، رم ۲۰۱۰
ویوا ایتالیا! چرا ما باید به ملیت مان افتخار کنیم؟ آلدو کاتزولو، موندادوری ۲۰۱۰
شکم ایتالیائی ها. برلوسکونی به آیندگان توضیح می دهد، بپه سورنینی، ریتزولی ۲۰۱۰

چهار مقاله درباره آزادی، آیزیا برلین، انتشارات خوارزمی، تهران ۱۳۶۸
روشنفکران و عالیجنابان خاکستری، ویتالی شنتالینسکی، نشر مازیار، تهران ۱۳۷۸
سانسور و آزادی مطبوعات، کارل مارکس، نشر اختران، تهران ۱۳۸۴
روشنفکران ایران در قرن بیستم، علی قیصری، نشر هرمس، تهران ۱۳۸۴

domenica 28 novembre 2010

La Domenica55
یکشنبه ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰

تظاهرات اعتراض آمیز دانشجویان نسبت به طرح اصلاحات آموزشی ماریااستلا جلمینی وزیر آموزش ایتالیا که شامل کاهش بودجه ی تحقیقاتی دانشگاه ها هم می شود، هم چنان ادامه دارد. دیروز دانشجویان پونته وکیو و پونته سانتا ترینیتا را بستند. بعد هم در میدان گولدونی و میدان دوئومو تحصن کردند. برعکس تظاهرات روز پنجشنبه که بین دانشجویان و پلیس ضد شورش درگیری ایجاد شد، این راهپیمائی بدون زد و خورد پایان پذیرفت. در پيزا، دانشجويان راه های متنهی به محوطه ی برج را بستند و با ایجاد حلقه های انسانی مانع ورود گردشگران به برج پیزا شدند. در تورینو پلیس ضد شورش علیه دانشجویان از بمب دودزا استفاده کرد، در رم این تحصن در آمفی تئاتر کلوسئوم صورت گرفت و در پالرمو دانشجویان در ایستگاه مرکزی قطار تجمع کردند و به اعتراض خود ادامه دادند. به دلیل این اعتراضات امسال در دانشگاه فلورانس جشن آغاز سال تحصیلی برگزار نشد. این اعتراضات با شعار هر کس که مدرسه ‌ای را باز می کند زندانی را می ‌بندد از شمال تا جنوب ایتالیا گسترش پیدا کرد.

در مهد رنسانس اروپا ابزار سرکوب و ماشین آب پاش ندیده بودیم که دیدیم. جای همه ی کسانی که این چند وقت غلظت اشک آور و باتوم و بد و بیراه و مشت و لگد خونشان پائین آمده است، سبز بود. انشاالله تعالی همین روزهای آذر ماهی قسمت بشود. اگر رفتید، جای همه ی ما را سبز کنید.

mercoledì 24 novembre 2010

Mister Linea

بین سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۰ از کانال رآی یک ایتالیا انیمیشنی نود قسمتی با مدت زمان دو یا سه دقیقه برای هر اپیزود پخش می شد که بعدها عنوان ساده ترین و هوشمندانه ترین انیمیشن موجود در دنیا را از آن خود کرد. میستر لینه آ یا آقای خط و طراحی شده با مداد سفید که با بینی بزرگ و شخصیت گستاخ گاه بر زمینه های رنگی این انیمیشن می دود، زمین می خورد، تمسخر می کند، ناسزا می گوید، با خنده های کشدارِ از ته دل و پاشیدن آب دهان به اطراف حرف می زند و هر کجا که خط زمینه قطع می شود با اعتراض طراح را وادار به متصل کردن خط ها می کند، از ساخته های اُسوالدو کاواندولی انیماتور و طراح کمیک استریپ های ایتالیائی با نام هنری کاواست. صدای کاراکتر آقای خط، کارلو بونومی است که بعد از آن برای انیمیشن پینگو با هجاهای نامفهوم و صداهای نامعلوم در شبکه ی تلویزیونی آر تی آس آی سوئیس صداسازی کرد. مجموعه ی میستر لینه آ که بعدها صد و شصت و پنج اپیزود به آن اضافه شد، از شبکه های تلویزیونی چهل کشور جهان به عنوان میان برنامه ی تفریحی به نمایش درآمد.

لهجه ی عالیجناب پاره خط با آن پرسوناژ طلائی اش لومباردیائی ست اما کاراکتر پر مدعا، گنده دماغ، پرحرف و همیشه ناراضی اش به سیسیلی ها شبیه است.

sabato 20 novembre 2010

La Berlusconite2
ترجمه ی مشکوک گوگل ایتالیا
یا دروغگو دروغگو ما به تو رای ندادیم...

جمله ی ایتالیائی: من به برلوسکونی رای ندادم.
ترجمه ی انگلیسی هم که سمت راست تصویر قابل مشاهده است.

قابل توجه این بود که با جایگزین کردن هر نام دیگری به جای برلوسکونی، این خطا در ترجمه دیده نمی شد. روابط عمومی گوگل ایتالیا اعلام کرد این اشتباه، هشتم نوامبر اصلاح شد.
سایت کریره دلاسرا هم در این باره نوشت: هنوز معلوم نیست که اولین بار چه کسی پی به این مسئله برده است. شاید کسی می خواست با ترجمه ی این جمله به زبان های دیگر درباره ی به برلوسکونی رای نداده ام که نام کتابی از ساوریو تومازی ست، اطلاعاتی به دست بیاورد.

martedì 16 novembre 2010

Viaggi e altri viaggi
از آنتونیو تابوکی کتاب تازه ای می خوانم به نام سفرها و سفرهای دیگر که شرح تجربه هائی ست که او از سفر به شهرهای دیگر به دست آورده است. تابوکی در سفرهایش به کشورهای مختلف، آن جا كه ديگر دهكده‌ ی جهانی وجود ندارد، خواننده را با خود به لیسبون فرناندو پسوآ، اِل اسکوریال مادرید، باغ گیاهان پاریس، هنگینگ راک وود اِند و بعد از آن به کرت، کاپادوکیه، قاهره، بمبئی، گوا، واشنگتن، برزیل و نهایتا ژاپن می برد. تابوکی همچنین مخاطبش را برای دیدن شهرهای استثنائی و ویژه ای که نویسندگان معروف جهان در آن زندگی می کردند، به سفر دعوت می کند. تابوکی درباره ی کتاب سفرهای خود می نویسد: من مسافری ام كه هیچگاه برای نوشتن درباره ی سفر مسافرت نكرده‌ ام. چيزی كه هميشه به نظرم احمقانه بوده است. این کار شبیه آن است كه كسی بخواهد عاشق شود تا بتواند كتابی درباره ی عشق بنويسد...

domenica 14 novembre 2010

La Domenica54
این روزها کتابی می خوانم به نام زندگی روزانه در ايتاليا در روزگار سيلويو که با زبانی طنز ایتالیای دهه ی هشتاد تاکنون را مورد بررسی قرار می دهد. نویسنده ی این کتاب انريكو بريتزی ست که پیش از این با کتاب جک فروشانته از گروه خارج شد، مورد توجه قرار گرفت. - جک نام تغییر یافته ی جان فروشانته لیدگیتاریست پیشین گروه آلترنیتیو راک رد هات چیلی پپرز بود که پس از جدا شدن از این گروه به هروئین آلوده شد. نسخه ی سینمائی این کتاب که به بیست و چهار زبان دیگر ترجمه شده است، سال نود و شش ساخته شد -.

انريكو بريتزی در کتاب زندگی روزانه در ايتاليا، به بررسی احزاب مختلف ایتالیا پرداخته است و عقیده دارد که نخستین و دومین جمهوری کشور ما در انتظار بهاری دیگر است. در صفحه ی اول کتاب نقل قول بامزه ای از ماریو مونیچللی کارگردان ایتالیائی آورده شده که می گوید: ایتالیائی ها این گونه اند؛ می خواهند کسی برای آن ها فکر کند. و بعد، اگر همه چیز خوب پیش رفت، که خوب است ولی اگر بد پیش رفت، این جاست که او را سروته آویزان می کنند؛ ایتالیائی اینست.

lunedì 8 novembre 2010

Le scritte sui muri3
تاریخ روی دیوارهاست؛ تهران:

sabato 6 novembre 2010

Constancia y otras novelas para vírgenes
کنستانسیا و داستان های دیگر برای باکره ها، نام کتابی ست از کارلوس فوئنتس که یکی از داستان های آن با ترجمه ی عبدالله کوثری توسط نشر ماهی در ایران به چاپ رسیده است.

روایت کنستانسیا - که ادای دینی ست به هنرمندان و نویسندگان روس در دوره ی کمونیسم و همه ی یهودیانی که در جنگ جهانی دوم قربانی شده اند - توسط راوی، پزشکی متولد آتلانتای جورجیا که همسری اندلسی به نام کنستانسیا و همسایه ی روسی به نام موسیو پلوتنیکوف دارد، بازگو می شود.

در پایان این کتاب با مفقود شدن کنستانسیا و مرگ موسیو پلوتنیکوف، راوی به شهر سویل جائی که با کنستانسیا بائوتیستا ازدواج کرده بود، بازمی گردد و متوجه می شود که در نسخه ی اصلی سند ازدواجش در اداره ی ثبت سویل، مشخصات زنی که در پانزدهم اوت هزار و نهصد و چهل و شش با او ازدواج کرده بود، وجود ندارد و در نهایت با کمک وکیلی که سند لاک و مهر شده ای را در بایگانی این شهر می گشاید، درمی یابد که موسیو پلوتنیکوف به همراه همسر اندلسی خود کنستانسیا بائوتیستا و فرزند شانزده ماهه ی آن ها در هزار و نهصد و بیست و نه از روسیه به اسپانیا آمده اند و ده سال بعد هنگام فرار به مقصد آمریکا به خاطر داشتن گذرنامه ی روسی توسط نیروهای ناسیونالیست بازداشت و کشته شده اند.

این داستان، توصیفات جهان وطنانه ی فوق العاده ای دارد. یک جا در توصیف زنی که هیچ گاه کتاب نمی خواند گفته می شود: کنستانسیا اهل مملکتی ست که مردمش بیشتر از نخبگانش می دانند، درست مثل ایتالیا، مکزیک یا روسیه. در واقع مردم همه جا از نخبگانشان بهترند، مگر در ایالات متحده که نخبگان از توده ی مردم یک سر و گردن بالاترند. مردمی زمخت و بی ریشه که منگ تلویزیون و آبجواند و حتا عرضه ندارند برای خودشان راه و رسم خاصی در آشپزی ابداع کنند...

giovedì 4 novembre 2010

75° anniversario della nascita di Pavarotti

دوازدهم اکتبر هفتاد و پنجمین سالگرد تولد لوچانو پاواروتی بود. به همین مناسبت جمهوری سن مارینو قطعه تمبری با طراحی کلاسیک را به این خواننده ی بزرگ اپرا تقدیم کرده است.

تاریخ چاپ: اکتبر 2010
ارزش تمبر: € 2,20
اندازه ی تمبر: سی در چهل میلیمتر
نوع چاپ: چهاررنگ افست
تیراژ تمبر: 70،000 ورق، بیست قطعه در هر ورق با نوار تزئینی
کمپاتی طراح: B&AR Comunication

martedì 2 novembre 2010

Le scritte sui muri2
تاریخ روی دیوارهاست؛ رم:

افتخار به حماس!
پاچیفیچی سزاوار فسفر سفید است.

- پاچیفیچی پرزیدنت جامعه ی یهودیان مقیم ایتالیاست. این نوشته ی ضد یهودی به جنگ سی و سه روزه ی جنوب لبنان که در آن ارتش اسرائیل از گلوله های حاوی فسفر سفید علیه غیرنظامیان نوار غزه استفاده کرد، اشاره دارد.