venerdì 31 dicembre 2010

Notte di San Silvestro
امشب شب سن سيلوسترو يا جشن شام آخر سال است. ما در کافه ايتاليانو سود منتظر آتش بازی آخر ساليم. اغلب مردم در شام سن سيلوسترو غذايی همراه با عدس که نماد ثروت و خوش شانسی است می خورند و شراب گازداری به نام اسپومانته که مخصوص پذيرائی شب سال نو است می نوشند. خيلی ها هم تا نزديک صبح در خيابان ها می مانند تا اولين اشعه های آفتاب سال نو را ببينند. پائولا يک بطری اسپومانته ی سفيد برای شمارش معکوس سال نو سفارش می دهد. اهورا آن طرف ميز در باب سبزی پلو و ماهی شب عيد بالای منبر رفته است. وينچنزو می گويد شما که لحظه ی آغاز سال نوتان هر سال تغيير می کند، کی به خيابان ها می آييد و آتش بازی می کنيد؟ نگاه اهورا پشت پلک هايم سنگينی می کند، دلم نمی خواهد برای وينچنزو و دوستانی که تازه با آن ها آشنا شده ام توضيح بدهم که ما جشن ملی ايرانی نداريم و شب سال نو در خيابان ها جمع نمی شويم...

martedì 28 dicembre 2010

I libri del mese di dicembre
کتاب های خریداری شده ی دسامبر

آینده آزادی، جانفرانکو فینی، انتشارات ریتزولی، رم ۲۰۰۹
ایتالیای من، پیه رو اوتونه، انتشارات لونگانزی، میلان ۲۰۰۹
من و تو، نیکولو آمانیتی، انتشارات ائينائودی، تورینو ۲۰۱۰
آب در دهان، آندره آ کامیلری، انتشارات مینیموم فکس، رم ۲۰۱۰
همگرایی؛ مافیا و سیاست در جمهوری دوم، ناندو دالا کیه زا، انتشارات ملامپو، میلان ۲۰۱۰
بی روح؛ ایتالیای ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۰، ماسیمو فینی، انتشارات کیاره لتره، میلان ۲۰۱۰
متاستازی؛ خون، پول و سیاست بین شمال و جنوب، جانلوئیجی نوتزی، انتشارات کیاره لتره، میلان ۲۰۱۰
علیه سزار؛ مسيحيت و توتاليتاريسم در دوره فاشيسم، امیلیو جنتیله، انتشارات فلترینللی، میلان ۲۰۱۰

داستان های اوالونا، ایزابل آلنده، نشر کاروان، تهران ۱۳۸۲
این ابرها خواهند بارید، خشایار دیهیمی، نشر طرح نو، تهران ۱۳۸۳
دفاع لوژین، ولادیمیر نابوکوف، نشر کارنامه، تهران ۱۳۸۴
کاناپه قرمز، میشل لبر، نشر چشمه، تهران ۱۳۸۷
تخم مرغ های شوم، میخائیل بولگاکف، نشر مروارید، تهران ۱۳۸۸
اولویت دموکراسی بر فلسفه، ریچارد رورتی، نشر طرح نو، تهران ۱۳۸۸
الدورادو، لوران گوده، نشر چشمه، تهران ۱۳۸۹
يادداشت ‌های پنج ‌ساله، گابریل گارسیا مارکز، نشر ثالث، تهران ۱۳۸۹

venerdì 24 dicembre 2010

Natale con la pioggia

ونیز شبانگاه بیست و چهارم دسامبر؛
آب بالا آمده از سطح دریا ۱۴۴ سانتیمتر.

mercoledì 22 dicembre 2010

Firenze, contro la Gelmini!
بعد از آن برف سنگينی که از جمعه باقی ماند، حالا از صبح يکريز باران می بارد. يعنی اگر طبق پيشگوئی اداره ی هواشناسی اين بارندگی تا بيست و چهارم دسامبر ادامه پيدا کند خدا بخواهد بعد از آن همه يخ بستگی، حالا دچار آب گرفتگی خواهیم شد. خبر ديگر اين که امروز قرار است سنا، رای نهائی خود را درباره ی طرح اصلاحات آموزشی در ايتاليا صادر کند. مرکز رم هم که مجلس سنا در آن قرار دارد، در محاصره ی کامل پلیس ضدشورش است. دانشجويان رمی هم که صبح ديروز در اعتراض به اعمال خشونت پليس به آن ها گل دادند، در تظاهرات عصر امروز به دست های خود رنگ سفيد زدند تا مخالف خود را نسبت به هرگونه درگيری با پليس نشان دهند. همه می دانند که اصلاحات آموزشی هم، مانند هزار طرح ديگر توسط دولت غير دموکراتيک نخست وزير تصويب می شود، ولی مهم اين است که این اعتراضات دانشجوئی صلح آمیز، هم چنان ادامه دارد.

lunedì 20 dicembre 2010

firenze sotto la neve
امروز دوشنبه بیستم دسامبر، مدرسه های فلورانس به خاطر یخبندان بعد از برف شدید روز جمعه تعطیل اند. بچه های خوشحال روی پله های سن مینیاتو آل مونته در رمپ زیر میدان میکل آنجلو اسنوبوردسواری می کنند. جو دانشگاه ناآرام است و دانشجویان همچنان علیه طرح اصلاحات وزیر علوم تظاهرات می کنند. آقای نخست وزیر در ادامه ی کری خوانی های بعد از گرفتن رای اعتماد در دیدار با مائو رنتزی شهردار فلورانس گفت لیوورنوئی ها از کمونیست ها بدترند. من در برابر سزار، کتاب تازه ی امیلیو جنتیله پژوهشگر فاشیسم و استاد تاريخ معاصر دانشگاه لاساپينتزا را می خوانم که از احتمال بازگشت توتالیتاریسم در آینده ی نزدیک خبر می دهد. یکی بیاید خبر بازگشت توتالیتاریسم را بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ایران - و انتخابات ریاست جمهوری روز گذشته در بلاروس - به پروفسور جنتیله بدهد.

لیوورنو یکی از شهرهای توسکانی ست.
درباره ی توتالیتاریسم بیشتر بخوانید.

sabato 18 dicembre 2010

Un giorno a Firenze2
فلورانس؛ یک روز بارانی -۲

عکاس: پاتریتزیا آر دی
برای دیدن اندازه ی بزرگ تر روی تصویر کلیک کنید.

martedì 14 dicembre 2010

Berlusconi incassa la fiducia
برلوسکونی رای اعتماد گرفت


به دست آوردن اعتماد یک چیزست، خریدن آن چیز دیگری...
سانتآنا ماریا آ ای

خیابان های رم شلوغ است. دانشجویان مخالف دولت با پلیس ضدشورش درگیر شده اند. این جا کشور هزیمت و عقب نشینی ست. پیروزی امروز در حقیقت شکست اخلاق در برابر قدرت است. تصاویر درگیری های امروز رم در وبسایت لارپوبلیکا و کریره دلاسرا: سری اول، سری دوم، سری سوم، سری چهارم.

domenica 12 dicembre 2010

La Domenica56
حال و هوای روزهای نیمه ی دسامبر در این شهر سفالی قرون وسطایی هم چنان بارانی ست. کوچه خیابان را برای جشن ناتاله یا همان بیست و چهارم دسامبر چراغانی کرده اند و کار و بار دست فروش ها و بازارچه هایی که خنزر پنزرهای آخر سال می فروشند سکه است. من این خبرنگار دو ملیتی قلم به مزد که به لطف جیره ی دولت راست زندگی می گذرانم چند کتاب کهنه ی دست دوم می خرم و خودم را دائم سرزنش می کنم که به جای گرفتن کرسی استادیاری نقد هنر باز هم مشغول خر زدن در یکی از رشته های گروه تاریخ شده ام و تا چند سال دیگر وقت این که شغل آبرومندی برای خودم دست و پا کنم را ندارم. حالا بعد از ظهر این دوازده دسامبر تماما ابری نشسته ام کتاب می خوانم و گزارش راهپیمائی دیروز رم را که به دعوت حزب مخالف دموکرات علیه رای خریدن های دولت برلوسکونی از مجلس ایتالیا انجام گرفت جمع و جور می کنم. سه شنبه چهاردهم دسامبر پارلمان ایتالیا برای صلاحیت آقای نخست وزیر رای گیری می کند تا تکلیف وضعیت فعلی روشن شود؛ من معتقدم که پسر خوانده ی مافیا اگر چه مثل گذشته از حمایت قاطع نمایندگان برخوردار نیست اما می تواند با تفاوت رای کمی از رای عدم اعتماد مجلس بگریزد. من هم چنان معتقدم که وادار کردن آقای نخست وزیر به استعفا و برگزاری انتخابات زودهنگام در بهار سال آینده کار اصلا راحتی نیست و این که یکی از آن کتاب ها جدا چرند بود و ژرمن ها به جز یکی دو مورد استثنا، آشغال ترین ادبیات جهان را دارند.

venerdì 10 dicembre 2010

Un giorno a Firenze
فلورانس؛ یک روز بارانی-۱

عکاس: پائولا
برای دیدن اندازه ی بزرگ تر روی تصویر کلیک کنید.

mercoledì 8 dicembre 2010

il marciapiede
ناپل را ببین و بمیر -۲

سنگفرش
برای دیدن اندازه ی بزرگ تر روی تصویر کلیک کنید.

sabato 4 dicembre 2010

Acqua alta a Venezia

ونیز عصرگاه سوم دسامبر؛
آب بالا آمده از سطح دریا ۱۳۶ سانتیمتر.

giovedì 2 dicembre 2010

Vedi Napoli e poi muori!
ناپل را ببین و بمیر -۱

بند رخت
ایتالیائی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: !Vedi Napoli e poi muori ناپل را ببین و بعد بمیر که نقل قولی است از گوته هنگامی که در سفرش به ایتالیا، در ناپل اقامت داشت. ترجمه ی این ضرب المثل به فارسی طنز کلامی و بازی لفظی نهفته در آن را نمی رساند و این جمله در تلفظ دیگرش، اول ناپل را ببین و بعد موری را معنا می دهد که معادل اش برای شهرهای دیگری مانند رم و ونیز هم ساخته شد. - توضیح دیگر این که موری هم نام ناحیه ای ست نزدیک ناپل که در استان جنوبی کامپانیا قرار دارد، هم نام شهری ست در استان ترنتینو که از استان های شمالی هم مرز با سوئیس و اتریش است - . در هر حال این گستره ی مافیا و بی سوادی و کامورا و بی قانونی، جغرافیای منحصر به فردی است که زادگاه اسپاگتی و پیتزاست، قلعه های هشتصد ساله دارد، کوچه هایش پر از بند رخت و لباس است و برای خیلی ها با ترانه های سبک بل کانتو و کتابخانه ی ملی و آتشفشان وزوو و باغ های لیمو و زیتون سورنتو و کاپری معنا می شود؛ ناپل را باید دید، هر قدر هم که چشم اندازهایش نامتعارف باشند.

برای دیدن اندازه ی بزرگ تر روی تصویر کلیک کنید.