venerdì 30 settembre 2011

I libri del mese di settembre
کتاب های خریداری شده ی سپتامبر
لولیتاخوانی در تهران، آذر نفیسی، انشارات آدلفی، میلان ۲۰۰۴
تاجر کتاب های نفرین شده، مارچلو سیمونی، انتشارات نیوتون کمپتون، رم ۲۰۱۱

قهرمانان و گور‌ها، ارنستو ساباتو، انتشارات نیلوفر، تهران ۱۳۸۴
کیفر آتش، الیاس کانتی، انتشارات نیلوفر، تهران ۱۳۸۶
برف سیاه، میخائیل بولگاکف، نشر افکار، تهران ۱۳۸۷
سرزمین های شبح زده، تینا روزنبرگ، نشر ثالث، تهران ۱۳۸۷
استالینگراد، آنتونی بیور، نشر نسل آفتاب، تهران ۱۳۸۹
تاریخ دموکراسی در اروپا، مهدی رجبی، نشر دنیای نو، تهران ۱۳۸۹
به دنبال کاغذ اخبار، لیلی فرهاد پور، نشر ققنوس، تهران ۱۳۹۰
تبارهای دولت استبدادی، پری اندرسون، نشر ثالث، تهران ۱۳۹۰

mercoledì 28 settembre 2011

Monte Senario
سپتامبر توسکانی اگر یک چیز داشته باشد که بتواند آدم را از شر این برلوسکونیته ی حاد نجات دهد، آن چیز بی شک غلاف های تیغ دار درختان شاه بلوط است. یعنی نمی شود هیچ چیز را به اندازه ی این جوجه تیغی های سبز مسخره که تا اواسط اکتبر روی درخت زندگی می کنند و بعد از آن طلایی می شوند و روی زمین می ریزند، دوست داشت. بعد این می شود که آدم کتاب هایش را می بندد تا تاریخ در بی نظمی ردیف های کتابخانه خاک بخورد و برای دیدن باران، داربست های انگور، جوجه تیغی های سبز درختی و مردمانی که در آغاز پائیز چلیک‌ های چوبی بلوط را از انبار بیرون می‌آورند و برای انداختن شراب تازه می‌ شویند، راهی تپه‌ های نرم و همیشه‌ مرطوب دهکده ی کوچک والیا می شود. سپتامبر توسکانی امسال برای من با این تصاویر تمام شد: یک جاده ی باران زده ی نیمه کوهستانی با انبوه درختان شاه بلوط که زنجیرهای طلایی جدا شده از غلاف هایش، اولین رنگ پائیزی را به خاک توسکانی می داد، یک خانه ی تا پنجره در مه فرو رفته که از آن سوی پرچین های ناپیدایش بوی شراب کهنه می آمد و تصنیفی قدیمی که وقت چیدن انگورهای سیاه شنیده می شد.

sabato 24 settembre 2011

!L'evoluzione dell'uomo, da scimmia a Berlusconi

چرخه ی تکامل
از چپ: شمپانزه، هومینید، انسان نخستین، انسان خردمند، جولیوس سزار، جوزپه گاریبالدی، بنیتو موسولینی، جولیو آندرئوتی، سیلویو برلوسکونی

giovedì 22 settembre 2011

Alarme Pil per l'Italia
ارّه به هون بودگی

"ایتالیا آن قدر بزرگ هست که سقوط نکند و نیز آن قدر بزرگ هست که نتوان از سقوط نجات اش داد."

این جمله را پروفسور آلبرتو آلسینا، اکونومیست و استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد در ارتباط با خبر کاهش رتبه ی اعتباری ایتالیا از وضعیت ثبات به وضعیت منفی گفته است. بعد تصور کنید درست در همان روزی که رتبه ی اعتباری سومین قدرت اقتصادی اروپا در بازارهای بین المللی از مثبت آ به آ کاهش پیدا کرد و کشورهای دیگر اروپای مرکزی نگران این بودند که این کاهش رتبه بحران بدهی کشورهای منطقه یورو را عمیق تر و جدی تر کند، ایتالیائی ها با تمرکز هر چه تمام تر مشغول رای دادن به میس ایتالیای دوهزار و یازده بودند. کلا نمی فهمم چرا در این شرایط، بعضی ها خوشبینانه منتظر استعفای پسرخوانده ی مافیا و اصلاح وضعیت اقتصادی کشور نشسته اند.

martedì 20 settembre 2011

Arriva l'Autunno
پائیز می رسد
خیابان آفتاب، یک بعد از ظهر نیمه ابری اواخر سپتامبر.

domenica 18 settembre 2011

La Domenica70
یک - مهشید امیرشاهی، اولین عشق بزرگ دوران ممنوعه خوانی من بود. حالا نه این که قصه های امیرشاهی برای یک بچه ی ده دوازده ساله ممنوعه باشد ها! نه. بخش کش رفتن کتاب ها و دزدکی خواندن آن ها در زیرزمین (این اتفاقات وقتی معنا پیدا کرد که دیگر پدرم نبود تا کتاب هایی را که دلش می خواست من بخوانم، در طبقه ی شیشه ای بالای کتابخانه بگذارد و در آن را قفل کند) هیجان و خلجانی داشت که دیگر هیچ گاه در روزهای کشدار تابستانی تکرار نشد. دیشب وقتی کتاب عروسی عباس خان، از مجموعه ی چهارجلدی مادران و دخترانش را می خواندم، دلم بیشتر از همیشه برای پدرم و خانه ی قدیمی دربندمان تنگ شد.

دو - خداحافظ تابستان

mercoledì 14 settembre 2011

Barcelona 2 - 2 AC Milan
میلان دیشب با گل دقیقه ی یک - که هنوز باسن تماشاگرها به صندلی نرسیده بود - و گل دقیقه ی نود و دو، بارسلونا را در نیوکمپ متوقف کرد.
یعنی اگر من تا خود صبح، زیر گوش این کاتالونیائی هایی که نود دقیقه ی تمام کری خواندند و مرا با بالش راحتی ها زدند، ووووزلا بزنم کم است.

تصاویر حاشیه ای: باربارا برلوسکونی در نیوکمپ

lunedì 12 settembre 2011

Die Blendung
"دانشمندی که کتابخانه ی بسيار بزرگی دارد، خدمتکار وظيفه شناسی می جويد. فقط اشخاص جدی و صاحب شخصيت، داوطلب شوند. اوباش با پس گردنی بيرون انداخته خواهند شد. از بابت مواجب نگرانی بی جاست"...

پروفسور کین، محقق بزرگ چین شناسی که ید طولایی در شناخت مکاتب شرق دارد، با ارث به جا مانده از پدر خود، کتابخانه ی باشکوهی با چندین هزار جلد کتاب می سازد. او تمام دیوارهای خانه را با کتاب می پوشاند، حتی پنجره‌ ها را در سقف خانه تعبیه می کند تا هیچ چیز مزاحم مرتب سازی کتاب‌ هایش نباشد. هشت سال بعد ترزه، خدمتکاری که از طریق آگهی پروفسور در روزنامه استخدام شده و از آتش‌ سوزی کتابخانه می‌ ترسد و دقت زیادی در تمیز کردن کتاب های کثیف نشان می‌دهد، توجه پرفسور کین را به خود جلب می کند. چندی بعد پروفسور کین با ترزه، که تنها چیز بااهمیت در زندگیش پول است، ازدواج می کند. ادامه ی داستان صرف کشمکش های مالی پروفسور کین با زن بی سواد خدمتکار می شود تا جایی که ترزه، سه اتاق از چهار اتاق پر از کتاب پروفسور را از آن خود می کند و داستان در نهایت با خودسوزی پروفسور در کتابخانه بی نظیرش پایان می پذیرد. این خلاصه ی کوتاهی از کتاب اغوا، نوشته ی الیاس کانتی ست که توسط سروش حبیبی ترجمه شده و به کیفر آتش تغییر نام یافته است. اگر کتابخوان حرفه ای هستید، خواندن این کتاب سخت از آثار ادبی سرزمینی که مردمانش برای سرخ کردن سیب زمینی هم فلسفه دارند را از دست ندهید.

sabato 10 settembre 2011

Victor Erofeyev
رنج های یک نویسنده در شرایط استبداد، موضوع بسیار خوبی ست؛
من تا حد جنون از کشورم برای این که مرا دوست نداشت، سپاس گزارم. من یک طغیانگر به دنیا آمدم؛ نویسنده باید طغیانگر باشد.
اما حد نهایی طغیان، نفرت و دفاع از خود کجاست؟

ویکتور ارافیف

giovedì 8 settembre 2011

Mirhossein Mousavi

سلام بر مرد خستگی ناپذیر روزهای سبز استقامت؛
یادت هست وقتی محمد خاتمی گفت: يک نفر از ميان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد، چه عزایی گرفته بودیم؟
چقدر نمی شناختیم ات، چقدر این روزها نگران حال و احوالت هستیم.

domenica 4 settembre 2011

La Domenica69

سپتامبر فصل ابر و احتمال است؛ فصل رگبارهای تند ناگاه. گاهی که باغچه پر از زنبق های درشت و سنجاقک های ریز رنگی ست و گلدان های پشت پنجره، توقفگاه وقت و بی وقت سینه سرخ ها. پدرم آن وقت ها می گفت: باید هوای سینه سرخ های گرسنه را در روزهای پر برف زمستانی داشت. به گمانم پدرم هیچگاه این سینه سرخ های بازیگوشی که خیلی زودتر از روزهای کوتاه و تاریک زمستانی می آیند و از دست آدم ها غذا می خورند و جلوی دوربین عکاسی، ادای خجالتی ها را درمی آورند را در ماه سپتامبر ندیده بود...

venerdì 2 settembre 2011

la mia amata napoli
ناپل را ببین و بمیر -۵

ناپل آبرنگی
برای دیدن اندازه ی بزرگ تر روی تصویر کلیک کنید.