domenica 30 ottobre 2011

I libri del mese di ottobre
کتاب های خریداری شده ی اکتبر

الف، پائولو کوئیلو، انتشارات بومپیانی، میلان ۲۰۱۱
قضات، آندره آ کامیلری و دیگران، انتشارات اِئينائودی، تورینو ۲۰۱۱
ده زن، مارچلا سرانو، انتشارات فلترینللی، میلان ۲۰۱۱
آقای گوین، آلساندرو باریکو، انتشارات فلترینللی، میلان ۲۰۱۱
فرقه ی فرشتگان، آندره آ کامیلری، انتشارات سله ریو، پالرمو ۲۰۱۱
همه ی حرام زاده ها اهل وین نیستند، آندره آ موله زینی، انتشارات سله ریو، پالرمو ۲۰۱۱
برکناری پدرخوانده ها، جان آنتونیو استلا، انتشارات ریتزولی، رم ۲۰۱۱
یا اندک یا هیچ؛ فقیر بودیم و به فقر بازمی گردیم، جامپائولو پانسا، انتشارات ریتزولی، رم ۲۰۱۱

استالین خوب، ویکتور ارافیف، نشر نیلوفر، تهران ۱۳۸۸
کافه پاریس، جومپا لایری و دیگران، انتشارات کوله پشتی، تهران ۱۳۹۰
داستان های لس آنجلس، اسکات فیتز جرالد و دیگران، انتشارات نشانه، تهران ۱۳۹۰
ورشو ۱۹۲۰؛ تلاش نافرجام لنین برای چیرگی بر اروپا، آدام زامویسکی، نشر ماهی، تهران ۱۳۹۰

lunedì 24 ottobre 2011

La festa delle castagne

جشنواره ی شاه بلوط دهکده ی پیانکاستانیایو، توسکانی،

شاه بلوط های سرخ و قهوه ای اکتبر هم رسیدند. این روزها اگر مسافری گذرش به استان های جنگلی ایتالیا بیفتد، ممکن نیست عطر شاه بلوط های بوداده ای که در تابه های بزرگ آهنی برای جشنواره های امسال آماده می شوند، را نشنود. این جشن در هر شهر ایتالیا در روزهای تعریف شده ای انجام می شود. برای مثال جشنواره ی شاه بلوط توسکانی، امسال در روزهای نهم، شانزدهم، بیست و سوم و سی ام این ماه برگزار می شود که در آن بازدیدکنندگان با آرد، نان، پاستا، کیک، تارت، مارمالاد، مربا و فرآورده های دیگری که از این میوه ی جنگلی تهیه می شود، آشنا می شوند. اکتبر بهترین فصل گشت و گذار در ایتالیا برای کشف یکی از بهترین طعم های پائیزی ست. می شود در جنگل های کهربایی به شکار شاه بلوط تازه رفت و ریشه های آداب و رسوم فصل برداشت را در شهرهای کوچک آن جست و جو کرد.

این هم چند عکس از برگامو، نهم اکتبر دو هزار و یازده.

giovedì 20 ottobre 2011

E' Finita

martedì 18 ottobre 2011

La fiera del libro di Francoforte
می خواهید ایتالیای برلوسکونی را بشناسید و بدانید چرا ایتالیا این گونه تنزل یافته است؟ موراویا بخوانید.

در نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت، انتشارات نیویورک به ارائه و بررسی کتاب هایی که در فضای آن ها تاریخ، ادبیات، اخلاقیات و ذهنیات تغییر یافته اند و توانسته اند بر نگرش انسان نسبت به جهان تاثیر بگذارند، پرداخته بود. کتاب انتخابی ایتالیا در این بخش که توسط راشل دونادیو، خبرنگار و رئیس دفتر هماهنگی رم و واتیکان در نیویورک تایمز توصیه شده بود، کتابی ست به نام دوئه آمیچی (دو دوست) تالیف آلبرتو موراویا که احتمالا در اوایل دهه ی پنجاه نوشته شده است اما در سال هزار و نهصد و نود و هفت توسط انتشارات بومپیانی میلان به چاپ رسیده است. دونادیو در مقاله ای هفته ی پیش خود، درباره ی این کتاب ناتمام و کمتر چاپ شده ی موراویا نوشت: خواندن موراویا در ایتالیای امروز برلوسکونی، جایی که تعداد باور نکردنی ای از دختران خود را قربانی لذتجویی می کنند، به ما نشان می دهد که چگونه این کشور، بدون هیچ چالش ایدئولوژیکی تنها درگیر کسب و کار تختخوابی خود است. دو دوست، زندگی و روابط سرجو، روشنفکر کمونیست، لالا دوست دختر عمیقا جذاب سرجو - که در شرایط انتخاب کمونیست شدن یا به تختخواب رفتن قرار می گیرد - و مائوریتزیو بورژوای فاسد اما کاریزماتیک در ایتالیای سال های هزار و نهصد و چهل و سه تا هزار و نهصد و چهل و پنج، یعنی سال های پایانی حکومت فاشیستی که در آن پایبندی به کمونیسم یک اصل امیدبخش برای بسیاری از روشنفکران آن زمان تلقی می شد را به تصویر می کشد. ارائه ی سکس به عنوان یک کالا یا دارائی قابل داد و ستد، سیاستی فرصت طلبانه در ایتالیای امروزست، این را دونادیو می گوید که به درستی بر حقیقت تلخی که هیچ کس بیش از موراویا آن را یادآور نمی شود، تاسف می خورد.

domenica 16 ottobre 2011

La Domenica72

[Il Dolce Far Niente: [ˈdōl-chē-ˌfär-nē-ˈen-tē
[ایل دولچه فار نی ین ته] یک اصطلاح قدیمی ایتالیائی که کاربردی جهانی دارد.

The Sweet Doing Nothing
Pleasant Idleness
تنبلی شیرین
بطالت دلپذیر
بیهودگی مطبوع
بیکاری دلچسب
وقت گذرانی لذتبخش
ول معطلی خوشایند
طفره رفتن از کاری، وقتی ملزم به انجام آن هستید.
کاری که هر انسانی، هنگام نوشتن پایان نامه انجام می دهد.
معادلی در فارسی ندارد
مثال تصویری

venerdì 14 ottobre 2011

Italo Calvino

لوگوی گوگل ایتالیا به مناسبت هشتاد و هشتمین سالروز تولد ایتالو جووانی کالوینو ماملی

تولد: سانتیاگو دلاس وگاس، کوبا، ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳
مرگ: سیه نا، ایتالیا، ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵

mercoledì 12 ottobre 2011

Luchetti d'Amore
پلی مانده که روی اش، برای بازگشت ات آرزو نکرده باشم کیان؟

می گویند رسم بستن قفل به نرده های کنار رودخانه، یک سنت تماما ایتالیائی ست که زادگاه آن پونته وککیوی فلورانس است. یک افسانه ی ایتالیائی هم زوجی رمی را اولین کسانی می داند که به نشانه ی بستن پیوندی ابدی، قفلی که نامشان روی آن حک شده بود را به تیر چراغ پونته میل ویو می‌آویزند و کلید آن را در آب‌ های رودخانه ی ته وره می اندازند تا پیدا کردن کلید و شکستن وعده برایشان غیرممکن باشد. یک رسم دیگر هم هست که به جای بستن قفل، روبانی رنگی را به توری نرده های کنار رودخانه گره می زنند.

می گویند در جنگ اول خلیج فارس، خانواده های سربازان به جنگ اعزام شده، با آویختن روبانی زرد بازگشت آنان را به انتظار می نشستند، اما حالا این روبان های رنگی از آرزوی بازگشت هر عزیز سفر کرده ای نشان دارد. زادگاه این رسم کهنه هر کجا که باشد، حالا مهم این است که این سنت در خیلی از کشورها برجای مانده است و مردمان بسیاری از شهرهای جهان، از ناپل و میلان و ونیز و ورونا تا کلن و برن و پراگ و ورشو و پاریس و بروکسل و مسکو و بخارست و کی یف و سه ویا و شهرهای دیگری که من دیدم و شنیدم، پایبند این رسم دیرین اند. این جا کنار آرنو یا در سنتو اسپیریتو می شود به عشق کسی قفل بست، در انتظار آن که هرگز نمی آید چه روبانی باید بست؟

sabato 8 ottobre 2011

La setta degli angeli
تازه ترین کتاب آندره آ کامیلری که فروش رسمی آن از روز بیستم اکتبر آغاز می شود، داستانی ست طعنه آمیز و در مغایرت با چارچوب های اعتقادی و مذهبی که براساس رویدادی تاریخی در ایتالیای نه چندان قدیم نوشته شده است. داستان این کتاب که برپایه ی شایعات شرم آور و رسوائی های فضاحت بار خدمتگزاران کلیساست، در سیسیل سال هزار و نهصد و یک اتفاق می افتد که در آن وکیلی به نام ماتئو ترزی، درمی یابد که در کشورش فرقه ای سری متشکل از کشیشان و اشراف زادگان وجود دارد که برای دختران باکره و زنان جوانی که در آغاز مرحله ی ازدواجند، تمریناتی به ظاهر روحانی را سازمان دهی می کند. این تمرینات که در اتاقک ساگرستیا - نمازخانه ی کوچک یا صندوق خانه ی کلیسا - و در ساعاتی که درهای کلیسا به روی عبادت کنندگان بسته بود، صورت می گرفت، دختران را جهت شامل شدن رحمت و بخشش الهی و رسیدن به نهایت کمال در زندگی به فرقه ی فرشتگان می سپرد. - بدیهی ست برای خوانندگان این یادداشت فهمیدن این که زنان جوان به چه چیزی مجبور می شدند، کار چندان سختی نیست. کار سخت، تعریف مودبانه ی داستانی تاریخی با موضوع و عبارات غیرمودبانه است -. آندره آ کامیلری طبعا این داستان را که هجویه ای ست بر مذهب و اخلاق، زندگی کشیشان و محافل اشراف زادگان، طبق یک قانون و قرارداد کهنه ی ایتالیائی به پایان می برد: این که شاکی خود متهم و قاصی مجرم شناخته می شود. فرقه ی فرشتگان، با دویست و پنجاه و شش صفحه در ژانر پلیسی تاریخی مربوط به اوایل قرن بیستم سیسیل و با قیمت چهارده یورو، توسط خانه ی نشر و ویرایش سله ریوی پالرمو به چاپ رسیده است.

martedì 4 ottobre 2011

scrittori famosi con i loro gatti -5

نویسندگان بزرگ جهان و گربه هایشان: ۵- مارگارت آتوود

domenica 2 ottobre 2011

La Domenica71
آندره آ موله زینی، استاد رشته ی ادبیات معاصر ایتالیا در دانشگاه پادوا، سال دوهزار و ده کتابی نوشت به نام "همه ی حرام زاده ها اهل وین نیستند" که برنده ی جایزه ی ادبی کمپیه لوی دوهزار و یازده شد. داستان کتاب که در ویلای اشرافی خانواده ی اسپادا و در فاصله ی نه چندان دور از رودخانه ی پیاوه می گذرد، اشغال زمین های اطراف پیاوه و در نتیجه ی آن زندانی شدن خانواده ی اسپادا توسط سربازان اتریشی و مقاومت ایتالیائی ها در روزهای بین نهم نوامبر هزار و نهصد و هفده تا سی ام اکتبر هزار و نهصد و هجده را به تصویر می کشد. (رودخانه ی پیاوه در ایالت ونه تو، به مرکزیت ونیز قرار دارد که در ایتالیا با نام رود مقدس سرزمین مادری، به خاطر نقش اش در طول جنگ جهانی اول شناخته می شود). نکته ی دیگر این که حوادث این کتاب که در طول نبرد کاپورتتو - در جنگ جهانی اول - بین ارتش سلطنتی ایتالیا و نیروهای متحد آلمان و اتریش/ مجارستان به وقوع می پیوندد، تماما واقعی و برگرفته از خاطرات ماریا اسپادا، عمه ی پدری آندره آ موله زینی ست. حالا من این همه قصه گفتم تا برسم به این جا که بگویم ایبنا، در ترجمه ی نام ایتالیائی این کتاب به فارسی، واژه ی باستاردی به معنای حرام زاده ها را به احمق ها تبدیل کرده و ویه نا را (چون نمی دانسته که ویه نا تلفظ ایتالیائی وین است) همان طور بی تغییر باقی گذاشته است. این که خبرگزاری کتاب ایران چه اصراری دارد کتابی که حتی نمی شود نام واقعی آن را ترجمه کرد معرفی کند، برای من نامفهوم است. ضمن این که تغییر در ترجمه ی عنوان اصلی یا اسامی یک کتاب - بی اطلاع از محتوای آن و بی توجه به این که ممکن است پشت انتخاب هر اسمی دلیلی تاریخی وجود داشته باشد - تلاشی بی سوادانه و اقدامی غیرحرفه ای ست.

این را فراموش کردم بگویم که سنگین ترین شکست ارتش ایتالیا در طول تاریخ، طی همان نبرد کاپورتتو اتفاق افتاد و تا امروز هم در حافظه ی تاریخی مردم باقی ماند. تا جائی که در زبان ایتالیائی، اصطلاح کاپورتتو کاربرد دارد و به عنوان مترادفی برای کلمه ی شکست جدی استفاده می شود.